در حال قدم زدن در هوای بهاری در مناطق خوش آب هوای شهر بودم که سینی پر از چغاله سبز با اشوه و قر بهم چشمکی زد ،منم که کلا نمی تونم جلوی چشمک زیبا رویان دوام بیارم با لبختی رفتم که مخشو بزنم ، اما وقتی قیمت مهریه چغاله شنیدم برق 3 فاز فشار قوی از مغزم پرید کیلویی 60 هزار تومان !!!! نگاهی بهش انداختم گفتم : شرمنده من نیستم !!!

یاد 100 سال پیش افتادم جنگ ایران و روسیه که غرامت جنگی 100 هزار تومانی بر دوش ایران افتاد و یک مملکت نتونست 100 هزار پول جور کنه و قسمتهای شمالی ایران شامل قفقاز ،ارمنستان و ایالت های شرقی گرجستان از ایران جدا شد به روسیه واگذار گردید و افسوس که اینقدر پول ما بی ارزش شده که نیمی از کشور به خاطر یک کیلو و نیم چغاله سبز از دست دادیم . 

پیش خودم گفتم : یه گونی چغاله بخرم ببرم در کاخ کرملین بگم بیا با این مقدار سرزمینهای پدری ما رو پس بدید . طنز نوشتم اما گریه داره نه خنده !!!

+ نوشته شده در جمعه ۷ فروردین۱۳۹۴ساعت 17:45 توسط ترانه |

برآمد باد صبح و بوی نوروز                  به کام دوستان و بخت پیروز

مبارک بادت این سال و همه سال          همایون بادت این روز و همه روز

سلام به روی ماه همه عزیزان خاطره ها سال نو هم رسید سال سال 1394 سال کهنه دیگه باید جمع کنه و بره نمی گم همه چی سال قدیم بد بود و بره و این حرفها بلاخره این رسم ماست که نو میاد بازار کهنه میشه دل‌ آزار اما سال 1393 هر چی بود با تمام خوبی ها و بدی ها داره میره و چند ساعت دیگه می پیونده به خاطره ها دیگه حلالش می کنیم با همه تلخی هاش و شیرینی هاش .

راستی نگید ترانه باز خبری ازت نیست من ایرانم و برای 2 ماه اومده بودم دلم نیامد برم شد 5 ماه امسال عید ایران موندم و مثل همون کسی که اومد کلنگ فتتاحیه استادیوم بزنه گرم شد و جوگیر کل پی ساختمان کند ما هم جوگیر شدیم و گفتیم دوده می گیرم فامیل و دوست و آشنا هم تعارف نکردن و لبیک ما را جدی گرفتن و این شد که من این یک ماه جارو و سطل بدست کل خانه های اقوام تمیز کردم

خلاصه اگر نبودم رو پله بودم . حالا هم برگشتم با کلی مطلب و نوشته در سال جدید ،پس پیش به سوی سالی سرشار از انرژی و کار و فعالیت .

سال نو مبارک .

+ نوشته شده در جمعه ۲۹ اسفند۱۳۹۳ساعت 23:1 توسط ترانه |

چه دنیای جالبی داریم فردی اداعای پیغمبری می کند و دستور جهاد می دهد بر علیه پادشاهی که به عقیده او ظالم است دستور به زنی می دهد برو و آن پادشاه را بکش اگر نروی من تو را خواهم کشت ! انسانی بیگناه با این باور که می رود پادشاه را بکشد و ظلم را ریشه کن کند می رود اما پادشاه در دسترس نیست و او بمب را در میان مردم بیگناه منفجر می کند و خود دستگیر می شود . پادشاه عصبانی می شود به انسانی بیگناه دستور می دهد برو و آن پیغمبر دروغین را بمب باران کن اگر نروی به جرم تمرد محاکمه میشوی ، او می رود و پیغمبر دروغین در دسترس نیست و بمب خود را بر سر انسانهای بیگناه خالی می کند و خودش سقوط و دستگیر میشود ، پیغمبر دروغین خشمگین که دستش به پادشاه نمی رسد خلبان را آتش می زند ، پادشاه خشمگین که دستش به پیغمبر دروغین نمی رسد آن زن در بند را می کشد .

و در آخر عده ای بیگناه توسط بمب آن زن در بازار شهر مردن عده ای بیگناه توسط بمب باران آن خلبان مردن ، خلبان سوخت و زن خفه شد اما پیغمبر دروغین و پادشاه ظالم ...

عجب صبری خدا دارد ... عجب صبری خدا دارد ...

+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۲ بهمن۱۳۹۳ساعت 19:4 توسط ترانه |

این داستان جدید چیه تو کشور راه افتاده ؟ در مورد هر موضوعی میخوای حرف بزنی سریع انگشت میگیرن رو لب و میگن هیس !!! الان که موقع نقد و انتقاد نیست الان باید همه هم دل باشیم !!!
به رفتگر میگم برادر من خب جارو نزن آخه چرا فقط خاک و آشغال تو کوچه مثل همزن بهم میزنی سریع میگه خانوم الان موقع نقد و انتقاده ؟ الان موقع هم دلی هست باید همه با هم هم دل باشیم نباید تو این شرایط از هم نقد کنیم و تخریب کنیم فقط باید حمایت باشه !!!

+ نوشته شده در یکشنبه ۱۲ بهمن۱۳۹۳ساعت 7:3 توسط ترانه |

خیلی وقته برنامه نود نگاه نمی کردم دیشب بر حسب اتفاق نشستیم پای این برنامه و کلی فیض بردم و چیزهای ریز درشت یاد گرفتم البته بیشتر یاد گرفتم که چقدر خوب بلدیم از زیر بار مسولیت شانه خالی کنیم و در آخر یاد آن ضرب المثل قدیمی افتادم ، کدوم ؟ خدمتتون عرض می کنم !!!

القصه ، این برنامه مثلا نود دقیقه ای که اسمش نوده و گاهی میکشه به 120 و پنارتی رو اعصاب مردم دیشب جالب بود و کلی معنی جدید ازش یاد گرفتیم ، از جمله اینکه بلاخره ما متوجه معنی حرفه ای نشدیم و گویی تا بحال اشتباه فکر می کردیم ، اول داستان همچنین جناب آنالیزور برنامه در چند آیتم تیم ملی فوتبال برامون آنالیز کرد که در آخر فکر کردم ما قهرمان آسیا که چه عرض کنم قهرمان جهان و شاید هم قهرمان کهکشان شدیم یعنی آخر همچین کلی آمار و ارقام کنار هم چید که ما از همه بهتر بودیم از همه بهتر پاس دادیم از همه بهتر شوت زدیم از همه بهتر حفظ توپ کردیم ووو همچنین فیلم با آب تاپ نشون میداد که ببنید وقتی ما کرنر می زدیم یهو دو نفر میامدن عقب یک نفر میرفت جلو یه نفر می دوید به طرف داور یکی دروازبان بغل می کرد دو نفر کنار تیر دروازه سنگر گرفته بودن یه نفر از پشت نیمکت هوای باقی داشت یه نفر از تو تماشاچی ها به طور نامحسوس مراقب بود یکی داشت عکس سلفی می گرفت یکی داشت امضاء می داد یکی داشت مهر کارت سربازی جعل می کرد ووو انگار باقی تیمها داشتن لی لی بازی می کردن خب بنده خدا کو دمبه ؟ چرا با این توصیف که ما از همه بهتر بودیم الان استرالیا نیستیم ؟؟ با این توصیف چرا به زور امارت بردیم ؟ چرا کل بازی از عراق عقب بودیم ؟ چرا در کل حذف شدیم ؟؟

اینجا همون داستان همیشگی شروع میشه من نبودم دستم بود تقصیر آستینم بود ، و جالبه جناب کیروش با اون همه حرفه ای بودن این از ما یاد گرفته که بله به جون خودم من نبودم و طبق معمول یه داور بود که باعث باخت ما بشه چون دیگه این داستان داور قدیمی شده و جالبه هیچ وقت به نفع نگفتیم که مثلا اگه همین داور ها نبودن که به سود ما پنالتی بگیرن به جای ما ازبکستان می رفت جام جهانی ،بعد از داور بازی تدارکاتی نداشتیم ووو خلاصه همه مقصر بودن جز ... حالا جناب کیروش که این همه حرفه ای حرفه ای می کنی میشه بفرمایید چرا قبول کردی با این وضعیت تیم بفرستی تو زمین ؟ بله تا قبل سوت بازی حرفهای شما درست اما وقتی قبول کردی همه شرایط و تیم فرستادی تو زمین دیگه تو عالم حرفه ای معنی نداره اگر بردم من بودم اگر باختم من نبودم ! جالب بود می گن صبح روز بازی بعضی از بازیکن ها شنیده بودن که تو تهران دارن در مورد سربازیشون صحبت میکنن و این تو روحیه اونها اثر گذاشته ! الاهی فدای این روحیه لطیف اینها بشم ،اینها چطور بازیکنهای حرفه ای هستند ؟؟ یه سوال آقای فردوسی پور میشه بگید چطور تو جام جهانی تو مرحله پایانی تو اوج حساسیت بازیها یهو فدراسیون ایتالیا میاد و تیم یوونتوس قهرمان از لیگ سری  آ حذف می کنه و مینذازه دسته دو بعد تیم ایتالیا که استخوانش از همون تیمه روحیه بازیکنهاش لطمه نمیخوره و میاد قهرمان جهان میشه ؟ آخی بمیرم برای این بازیکنها که اینقدر روحیه حساس دارن خب معلومه وقتی تا 2 شب در حال دیزاین مو و اپلاسیون و متت آرایش و نقاشی رو بدن باشن دیگه روحیه جنگندگی براشون باقی نمونده ...

جناب کیروش اگر شما حرفه ای هستید بیاد و مثل همه مربی های حرفه ای شکست و حذف قبول کنید اما اگر نه دیگه اینقدر کلاس حرفه ای نگذارید به من ربطی نداره بازی تدارکاتی داشتی یا نه به من ربطی نداره سردار چند سال داره به من ربطی نداره داور کی بوده به من ربطی نداره فلان بازیکن پریود بوده و روحیه اش حساس و نباید بهش بگی عزیزم سرباز فراری هستی ، به من این چیزها ربطی نداره من فقط نتیجه می بینم همین ... جناب عادل خان که واقعا این سالها خیلی تو رو عوض کرده برای من صغری و کبری نچین که ما مالک توپ بودیم اونها دویدن ما استفاده کردیم ما بهترین بودیم رو کاغذ برای من نتیجه تو زمین مهمه نه رو کاغذ و جناب رییس فدارسیون که ماشاله دنیا رو آب ببره شما همچنان لبخند می زنی میشه بفرمایید تیم چکار کرد که شما با دسته گل رفتید جلوی تیم ملی و همچنین ویلکام ویلکام می کنید و کیروش تو بغل گرفتید انگار قهرمان جام جهانی شده !!

حالا یاد اون ضرب المثل قدیمی افتادم همون مرغ و شتر حالا شده نقل تیم ما موقع پول گرفتن همه میشن حرفه ای موقع باخت میشن دختربچه 16 ساله با روحیه حساس که نباید چیزی بهشون بگی واله بغض میکنن !!!

آقایون عزیز می دونید برای من چی مهم بود تحقیر شدن پرچم ایران تو بغداد ، برام بهانه های صدتا یک غاز شما مهم نیست پرچمی برام مهم بود که سالها جوانهای این مملکت خون به پاش ریختند و نگذاشتن بهش توهین بشه اما راحت بهانه های شما باعث شد به این پرچم تو بغداد توهین بشه و حداقل انتظار این بود که به جای بهانه آوردن مرد بودید و رسما معذرت خواهی می کردید .

+ نوشته شده در شنبه ۱۱ بهمن۱۳۹۳ساعت 6:25 توسط ترانه |

امان از این کلاس گذاشتن های الکی که پدر ما و ایضا این مملکت در آورده سر میز شام همه نشستن و ایضا چند دسته مهمون که همه تو فیگور کلاس هستند ، میخوام نوشابه برای خودم بریزم دور بود به یکی از حضار سر میز میگم ببخشید میشه نوشابه بدید ؟ اون هم با قیافه بشاش و لبخندی زیبا در حالی که نوشابه برام خالی میکنه با ته لهجه ای انگیلیسی میگه اوو خواهش بفرمایید این هم کوکا !!!

میگم بنده خدا این کوکا نیست و پپسی بود در ثانی حالا چرا اینجوری با تغییر صدا میگی بفرمایید کوکا ؟ میخنده میگه خب آخه شما نمیگید نوشابه میگید کوکا چون کوکا با کلاس تره !!

حالا باز خوبه دوغ بنده خدا تونسته کلاس خودشو حفظ کنه و تغییر نام نداده !!!

 

+ نوشته شده در دوشنبه ۶ بهمن۱۳۹۳ساعت 7:53 توسط ترانه |

گرگ ، گرگ میزاید و گوسفند ، گوسفند ...

فقط انسان است که گاهی گرگ میزاید و گاهی گوسفند ...

+ نوشته شده در پنجشنبه ۲ بهمن۱۳۹۳ساعت 19:17 توسط ترانه |

ببخشید مستقیم :

سوار تاکسی ...

آقا خیلی ممنون پیاده میشم چقدر شد ؟

قابل نداره ، میشه 1000 تومان !

قبلا سوار شدم 200 تومن بود !!

حالا میفهمم اصحاف کهف بیچاره چه حسی داشتند فقط اونها هزار سال از آخرین خریدشون گذشته بود من کمتر از 3 سال اما حس هر دوی ما یکی بود . خوبه تو این مورد پیشرفت چشم گیری داشتیم .

+ نوشته شده در یکشنبه ۲۸ دی۱۳۹۳ساعت 22:25 توسط ترانه |

راستی چرا هیچ چیز مثل سابق نیست ؟؟

میشه جواب بدین !!

+ نوشته شده در شنبه ۲۷ دی۱۳۹۳ساعت 3:56 توسط ترانه |

منو تهران منو دلشوره های ناتمومش
منو تهران و بغض آسمونش
منو تهران منو افسردگی های همیشه
منو دردی که رو لب هام میشه
منو تهران منو اندوه آه شعر
منو تهران منو بارون ماه مهر

منو تهران و بغض این ترانه
منو قحطی شعر عاشقانه
منو تهران و این زخم دمادم
منو تهران و اندوه صد آدم
منو تهران و اشکای پیاپی
منو اندوه منو این غصه تا کی
منو اندوه منو این غصه تا کی

ترانه تهران از سیاوش قمشی را حتما بشنوید

پ ن : آفرین استاد که بعد از مدتها قلبم را با این ترانه و صدای زیبایت جلاه دادی

+ نوشته شده در جمعه ۲۶ دی۱۳۹۳ساعت 18:41 توسط ترانه |

مطالب قدیمی‌تر